شيخ محمد جعفر امامى

43

لغات در تفسير نمونه ( فارسى )

به معناى « اعتدال » تفسير كرده‌اند كه جمع ميان اين دو معنا بعيد است . « 1 » [ إسْتَكَانُوا : ] « فَمَا اسْتَكَانُوا لِرَبِّهِمْ » « اسْتَكَانُوا » از مادّهء « سكون » به معناى ساكن شدن در هيئت خضوع و خشوع است كه در اين صورت از باب « افتعال » خواهد بود كه در اصل « استكنوا » بوده ، فتحهء كاف اشباع و تبديل به الف و در نتيجه « اسْتَكَانُوا » شده است . بعضى گفته‌اند : از مادّهء « كون » از باب « استفعال » به معناى طلب استقرار در مكان توأم با خضوع و خشوع مىباشد . به هر حال ، حالت تواضع بنده را در برابر پروردگار منعكس مىكند و اين كه بعضى آن را به معناى دعا ذكر كرده‌اند ، به خاطر آن است كه دعا كردن يكى از مصاديق خضوع و تواضع است . احتمال سومى نيز وجود دارد كه از مادّهء « كين » ( بر وزن عين ) از باب « استفعال » باشد ؛ زيرا اين ماده به معناى خضوع آمده است . و تمام اين معانى قريب الافق مىباشند . « 2 » [ إستماع : ] « إِنَّا مَعَكُمْ مُّسْتَمِعُونَ » « استماع » از مادّهء « سمع » به معناى گوش دادن توأم با توجّه است . « 3 » [ إسْتَوى : ] « ثُمَّ اسْتَوَى » « اسْتَوى » از مادّهء « استواء » گرفته شده كه در لغت به معناى تسلط ، احاطهء كامل و قدرت بر خلقت و تدبير و كمال خلقت و اعتدال آن است ؛ و در اصل به معناى « اعتدال يا مساوات » دو چيز با يكديگر است . ولى به طورى كه بعضى از ارباب لغت و مفسران گفته‌اند ، اين ماده هنگامى كه با « عَلى » متعدى شود ، به معناى « استيلاء و سلطه بر چيزى » است ؛ مانند : الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى : « خداوند بر عرش استيلاء دارد » . و هنگامى كه با « إِلى » متعدى شود ، به معناى « قصد » مىآيد ؛ مانند آيهء مورد بحث كه مىفرمايد : ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّمَاءِ : « سپس ارادهء آفرينش آسمان كرد » . « 4 » [ إسْتَهْوَتْهُ : ] « كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ » « اسْتَهْوَتْهُ » از مادّهء « هوى » به معناى وادار كردن كسى به پيروى از هوا و هوس است . « 5 »

--> ( 1 ) . فصّلت ، آيهء 30 ( ج 20 ، ص 288 ) ( 2 ) . مؤمنون ، آيهء 76 ( ج 14 ، ص 309 ) ( 3 ) . شعراء ، آيهء 15 ( ج 15 ، ص 223 ) ( 4 ) . بقره ، آيهء 29 ( ج 1 ، ص 204 ) ؛ قصص ، آيهء 14 ( ج 16 ، ص 51 ) ؛ فصّلت ، آيهء 11 ( ج 20 ، 246 ) ( 5 ) . انعام ، آيهء 71 ( ج 5 ، ص 369 )